از ساعت 6 بعد از ظهر تو خیابون های شهر ول می گشتیم به دنبال هوا خوری بودیم , هوا های رنگارنگ ( می گن این روزها زردش مد شده ) از این می گفتیم از اون می شنیدیم , دروغ می گفتیم , خاطره می ساختیم تا بالاخره عقربه ها را هل بدیم و [...]
نوشته های برچسب خورده با ‘گداهای حکمران’
شب نوشت اول : تولد
ارسالشده در داستان های کوتاه, برچسب زده شده گداهای حکمران, تولد, شب نوشت در سهشنبه, ژوئیه 1, 2008 | ۱ دیدگاه »
