کنار برکه نشسته بود و به آب خیره شده بود گویی به دنبال چیز با ارزشی است , با دست راستش آرام بر سر آب دست می کشید و نوازشش می کرد . پیراهن پاره او نشان از تهیدستی او بود . » فرد » Fred در تنهایی خود غرق شده بود و به گذشته [...]
نوشته های برچسب خورده با ‘کاش می توانستم …’
افسوس بی فایده
ارسالشده در داستان های کوتاه, برچسب زده شده کاش می توانستم ..., کاش دنیا به عقب باز می گشت, افسوس بی فایده در پنجشنبه, ژوئیه 3, 2008 | ۱ دیدگاه »
