روزها می گذشت و مارال همچنان در خانه نشسته بود و از زندگی اش گلایه داشت . از بخت بد خود می گفت و آسمان ریسمان بافتن کار هر روز او شده بود . پدر و مادر پیر او هر چه نصیحتش می کردند گوش شنوا نداشت و با بی احترامی حرف آن ها را [...]
نوشته های برچسب خورده با ‘شکست نخوردن’
تحول بزرگ
ارسالشده در داستان های کوتاه, برچسب زده شده تحول بزرگ, خواستن توانستن است, شکست نخوردن در یکشنبه, ژوئیه 6, 2008 | ۱ دیدگاه »
