پشت میز کنار پنجره رستوران نشسته بودم و پیپ قهوه ای رنگم از لبم آویزان بود . باران شدید مرا به یاد روزهای گذشته می انداخت . چه زیبا قطرات باران پس از برخورد به زمین یکی می شدند . این مسیر طولانی را از آسمان در کنار هم اما جدا طی می کنند و سرانجام [...]
نوشته های برچسب خورده با ‘رویای تکراری یکی شدن’
رویای تکراری
ارسالشده در داستان های کوتاه, برچسب زده شده رویا, رویای تکراری یکی شدن در یکشنبه, مه 3, 2009 | 6 دیدگاه »
