<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: امید با هدف معنی می یابد</title>
	<atom:link href="http://shabnevesht.wordpress.com/2008/07/07/omid_hadaf/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://shabnevesht.wordpress.com/2008/07/07/omid_hadaf/</link>
	<description>فرشاد غضنفری</description>
	<lastBuildDate>Tue, 03 Nov 2009 17:44:24 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: aneeshtan</title>
		<link>http://shabnevesht.wordpress.com/2008/07/07/omid_hadaf/#comment-9</link>
		<dc:creator>aneeshtan</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 10 Jul 2008 10:10:28 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://shabnevesht.wordpress.com/?p=15#comment-9</guid>
		<description>سلام امیر جان  . همانطور که دیدی  این شب نوشته ها  مربوط به هفت روز  هفته پیش بود و هر روز می نوشتم  . یک جور  امتحان  قدرت نویسندگی و خلاقیتم بود . فعلا دارم استراحت فکری می کنم  . چون می ترسم  داستان هایم  آبکی در بیاد .  واقعا از اینکه همه داستان هایم را خوندی ممنونم و نظرت خیلی برایم مهم بود . من عاشق  تلخ نویسی هستم و دوست دارم با نوشته هام تلخی های زندگی را برسانم  ( سبک صادق هدایت ) .  اشتباه املایی هم  همیشه پیش می یاد چنانچه  خودت در این نظرت  2 غلط املایی داشتی . البته سعی می کنم بی خطا بنویسم اما چون ساعتش شب هست احتمال اشتباه بالا می رود . 

ممنون و موفق باشی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام امیر جان  . همانطور که دیدی  این شب نوشته ها  مربوط به هفت روز  هفته پیش بود و هر روز می نوشتم  . یک جور  امتحان  قدرت نویسندگی و خلاقیتم بود . فعلا دارم استراحت فکری می کنم  . چون می ترسم  داستان هایم  آبکی در بیاد .  واقعا از اینکه همه داستان هایم را خوندی ممنونم و نظرت خیلی برایم مهم بود . من عاشق  تلخ نویسی هستم و دوست دارم با نوشته هام تلخی های زندگی را برسانم  ( سبک صادق هدایت ) .  اشتباه املایی هم  همیشه پیش می یاد چنانچه  خودت در این نظرت  2 غلط املایی داشتی . البته سعی می کنم بی خطا بنویسم اما چون ساعتش شب هست احتمال اشتباه بالا می رود . </p>
<p>ممنون و موفق باشی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: امیر</title>
		<link>http://shabnevesht.wordpress.com/2008/07/07/omid_hadaf/#comment-8</link>
		<dc:creator>امیر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 10 Jul 2008 09:11:18 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://shabnevesht.wordpress.com/?p=15#comment-8</guid>
		<description>دروود 

اول ازهمه خونه جدید مبارک _ همین که اینجا می تونی حرفه دلتو بنویسی و به قول 
معروف دلتو خالی کنی کافییه . چیزی که تو تمام نوشته هات موج میزنه تنهایی مفرطه 
و این واسه من عجیب بود . نوشته هاتو خوندم بهت تبریک میگم . نوشته هایی شیوایی 
داری که زاییده ذهنه خلاقته . در &quot; تولد &quot; گفتی که ادم حساسی هستی و از اینکه بفهمی
بهت توجه مبشه خیلی خوشحا ل میشی  . چیزی که کمتر اتفاق می یفته واسه همه نه تو .
در &quot; ملاقات با شیطان &quot; که به نظر من بهترین داستانته از دوری به خدا گفتی چیزی که 
واسه همه پیش اومده چون دل مشغولی هایی زیادی داریم و وقتی گیر می کنیم یاده خدا می یفتیم
در &quot; افسوس بی فایده &quot; تنهایی عجیبی موج می زنه که نمی دونم چه جوری واست توضیح بدم ...
در &quot; جای خالی محبت &quot; که پایانه بدی داره و نشونه ضعف ادم و خوندن کتابای هدایت رو که هیچ
وقت نتونستم در کش کنم زیاد جالب نبود و به نظرم احساسی ... 

&quot; سیاست .... &quot; مقوله ای بود جدا و بحثی که حضوری باید باشه و نمیشه نوشتش 

&quot; تحول  بزرگ &quot; بازگشته خوبیه که نشونه امیده و این خویه . زاییده درگیری ذهنت به موضوع 
خاصیه . شاید دوست داری قهرمان قصت همون کارو بکنه و  بهترین باشه واسه خودش و واسه همه
نمی دونم تونستم منظورمو برسونم یا نه 

و امید با هدف .. &quot; نوشته خوبیه که باز هم خوبه چون توش امیده و ادم هم بدونه امید نمی تونه زنده باشه 

یه اشتباه املایی در&quot; سیاست پدر ...&quot; بود محطاط که محتاط درسته . بدون شک اشتباه املاییه  اما خوب نیست 
واسه تو . ببخش وقته زیادی نذاشتم واسه نوشته هات چون واقعا هیچ وقت حسه خوندن مطالب بلند رو نداشتم 
خصوصا ادبی . چیزی هایی هم که گفتنم شاید درست نباشه اما به نظرم رسید . بیشتر می یام و تو هم خبرم کن 
تا اینجوری شاهنانه ننویسم واسه همه پستات یه جایی ! 
بازم بهت تبریک میگم و باز هم بنویس ... لینکیدمت با نامه شب نوشته ها . موفق باشی ...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دروود </p>
<p>اول ازهمه خونه جدید مبارک _ همین که اینجا می تونی حرفه دلتو بنویسی و به قول<br />
معروف دلتو خالی کنی کافییه . چیزی که تو تمام نوشته هات موج میزنه تنهایی مفرطه<br />
و این واسه من عجیب بود . نوشته هاتو خوندم بهت تبریک میگم . نوشته هایی شیوایی<br />
داری که زاییده ذهنه خلاقته . در &#8221; تولد &#8221; گفتی که ادم حساسی هستی و از اینکه بفهمی<br />
بهت توجه مبشه خیلی خوشحا ل میشی  . چیزی که کمتر اتفاق می یفته واسه همه نه تو .<br />
در &#8221; ملاقات با شیطان &#8221; که به نظر من بهترین داستانته از دوری به خدا گفتی چیزی که<br />
واسه همه پیش اومده چون دل مشغولی هایی زیادی داریم و وقتی گیر می کنیم یاده خدا می یفتیم<br />
در &#8221; افسوس بی فایده &#8221; تنهایی عجیبی موج می زنه که نمی دونم چه جوری واست توضیح بدم &#8230;<br />
در &#8221; جای خالی محبت &#8221; که پایانه بدی داره و نشونه ضعف ادم و خوندن کتابای هدایت رو که هیچ<br />
وقت نتونستم در کش کنم زیاد جالب نبود و به نظرم احساسی &#8230; </p>
<p>&#8221; سیاست &#8230;. &#8221; مقوله ای بود جدا و بحثی که حضوری باید باشه و نمیشه نوشتش </p>
<p>&#8221; تحول  بزرگ &#8221; بازگشته خوبیه که نشونه امیده و این خویه . زاییده درگیری ذهنت به موضوع<br />
خاصیه . شاید دوست داری قهرمان قصت همون کارو بکنه و  بهترین باشه واسه خودش و واسه همه<br />
نمی دونم تونستم منظورمو برسونم یا نه </p>
<p>و امید با هدف .. &#8221; نوشته خوبیه که باز هم خوبه چون توش امیده و ادم هم بدونه امید نمی تونه زنده باشه </p>
<p>یه اشتباه املایی در&#8221; سیاست پدر &#8230;&#8221; بود محطاط که محتاط درسته . بدون شک اشتباه املاییه  اما خوب نیست<br />
واسه تو . ببخش وقته زیادی نذاشتم واسه نوشته هات چون واقعا هیچ وقت حسه خوندن مطالب بلند رو نداشتم<br />
خصوصا ادبی . چیزی هایی هم که گفتنم شاید درست نباشه اما به نظرم رسید . بیشتر می یام و تو هم خبرم کن<br />
تا اینجوری شاهنانه ننویسم واسه همه پستات یه جایی !<br />
بازم بهت تبریک میگم و باز هم بنویس &#8230; لینکیدمت با نامه شب نوشته ها . موفق باشی &#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: nana</title>
		<link>http://shabnevesht.wordpress.com/2008/07/07/omid_hadaf/#comment-7</link>
		<dc:creator>nana</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 08 Jul 2008 15:17:43 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://shabnevesht.wordpress.com/?p=15#comment-7</guid>
		<description>سلامی دوباره بر شما

با اینکه شاید 5 درصد آن صحت داشته باشد و اصلا برحسب این بسنجیم شاید 50 درصد صحت داشته باشد اما زیبایی آن در به پایان بردن آن است که شما با ساخته خیالیتون رنگ زیبایی به ادامه آن زدید حرف آخر شما که همان نتیجه گیری داستان بود درست و سنجیده بود در کل روی هم رفته جالب و خواندنی بود

ممنون و موفق باشید 

مثل همانند شب های دیگر منتظر شب نوشت بعدی هستم...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلامی دوباره بر شما</p>
<p>با اینکه شاید 5 درصد آن صحت داشته باشد و اصلا برحسب این بسنجیم شاید 50 درصد صحت داشته باشد اما زیبایی آن در به پایان بردن آن است که شما با ساخته خیالیتون رنگ زیبایی به ادامه آن زدید حرف آخر شما که همان نتیجه گیری داستان بود درست و سنجیده بود در کل روی هم رفته جالب و خواندنی بود</p>
<p>ممنون و موفق باشید </p>
<p>مثل همانند شب های دیگر منتظر شب نوشت بعدی هستم&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
